عاشق نوشتنم حتی موقعی که دارم باتو حرف می زنم دارم یه جورایی تو رو می نویسم گاهی اوقاتم خودمو برات می نویسم دلم می خواست یه کلبه داشتم که همه رویاها رو می بردم توشو بعد یه مهمونی می گرفتم واسه کله مردم دنیا حتی سیاره های دیگه تا بیان و برای یک شب هم که شده با رویاهاشون زندگی کنن واسه خودم هم
یه قلم یه ورق بس بود تا
یه کنج تنها بشینم بنویسم و
از ذهن هیچ کسم نگذرم
دلم می خواست هیچ کس صدام نمی کرد
هیچ کس باهام کاری نداشت
تا می تونستم فقط و فقط بنویسم ......
ادامه...
ببین حتی روم نمی شه که اینجا حرف دلمو بزنم طوری برا گفتنش بی قرارمو و خجالت می کشم که انگار گناه بزرگی مرتکب شدم هر چند از یه دید این کارو هم کردم وای خدای بزرگ
سلام.منم مثل تو هستم.دوست دارم حرف دلم رو بزنم ولی ...... قرار بود واسم بگی که چه اتفاقی واست افتاده.واسم پی ام بذار.منتظرما. در ضمن این رو هم بگم که تو هر وقت به وبلاگ من سر می زنی یادت میره نظرت رو درباره ی شعرام بنویسی. نظر واقعیت رو بنویس.اگه انتقادی هم داری بگو. موفق باشی. منتظرما.
الهی من فدای اون دل تو با اون حرفای قشنگ و همیشه غمگینش برم....خانومی...نمیدونم اون اتفاق بد چی بوده...اما هر نکبتی بوده...امیدوارم حل شده باشه ......چشم...منم تند تند بهت سر می دم و انرژی افکنی می کنم!......توام تا می تونی از لبخند خشگلت و از دلت بنویس برام...بدی ها رو فاکتور بگیر و بگو خیالی نیست ستارکم!
سلام.منم مثل تو هستم.دوست دارم حرف دلم رو بزنم ولی ......
قرار بود واسم بگی که چه اتفاقی واست افتاده.واسم پی ام بذار.منتظرما.
در ضمن این رو هم بگم که تو هر وقت به وبلاگ من سر می زنی یادت میره نظرت رو درباره ی شعرام بنویسی.
نظر واقعیت رو بنویس.اگه انتقادی هم داری بگو.
موفق باشی.
منتظرما.
الهی من فدای اون دل تو با اون حرفای قشنگ و همیشه غمگینش برم....خانومی...نمیدونم اون اتفاق بد چی بوده...اما هر نکبتی بوده...امیدوارم حل شده باشه ......چشم...منم تند تند بهت سر می دم و انرژی افکنی می کنم!......توام تا می تونی از لبخند خشگلت و از دلت بنویس برام...بدی ها رو فاکتور بگیر و بگو خیالی نیست ستارکم!
سلام طیبه جون
مرسی عزیزم لطف داری وبلاگ خودت که زیباتر. بازم منتظر نظراتت هستم