Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
احساس بی خودی دارم باورت می شه قمر در عقرب شده ماهه من
باورت می شه که تو این دو هفته یه لحظه آروم و خوش نداشتم
احساس می کنم بریدم واقعا دیگه نمی تونم ادامه بدم
راهم خیلی سخت و دشوار شده
هر چی بد بیاری بوده
تو این دو هفته
سرم اومده
یعنی
میشه دوباره
برجم به حالت طبیعی
خودش برگرده نمی دونم می تونم ادامه بدم
یا نه باورم نمی شه فکر می کنم تا یه مدت نتونم چیزی بنویسم
آخه دستم خیلی درد می کنه ولی هر روز میام و مطالبه قشنگتون رو می خونم
آخه اگه همین حرفها و مطالب شما هم نباشه باور کنید دیگه نمی دونم دلم باید به چی خوش باشه باورم نمی شه که مردم اینقدر بی رحم شدن ۱۰۰۰ جا رفتم مصاحبه قبول هم شدم ولی نمی دونم چرا نشده می گم قمر در عقرب شدم کسی باور نمی کنه الکی الکی کارم راست در نمی یاد تا امروز بعداز ظهر قراره از یه جا بهم خبری بدن اگه خبر بدن یکم روحیم بهتر می شه اگه ندن نمی دونم شاید خودمو بکشم بدجوری از لحاظ روحی بهم ریختم به خدا دسته خودم نیست من اینطوری نبودم ولی نمی دونم چرا دیگه تحمله مشکلاتو ندارم اینم از وقتی پیش اومد که اون مشکل وحشتناک برام پیش اومد می دونی آخه یکی بدجوری مزاحمم شد و منو دچار وحشت عجیبی کرد خدا ازش نگذره مثلا بابایه کثافتش قاضیه دادگستری بود و خودش دکترای داروسازی داشت وای دلم می خواد بمیرم اگه بعداز ظهر بهم خبر ندن ممکنه چه می دونم برم معتاد شم تو رو خدا برام دعا کنید خیلی احساس تنهایی و خستگی می کنم نه اینکه فکر کنی تنهام نه
درون غنچه پژمرده پیچک دلم نجوای همدردی دیرین می کند امشب
دلم تنهاست درون این دله تنها تر از تنها بسی غوغاست
ترنم های دل آهنگ غم آلود افسردن
طنین آهنگ گل هنگام پژمردن
و الی آخر ....
عمری باشه کاملشو براتون می نویسم من که خودم با این شعر کلی حال می کنم
تو رو خدا واسم دعا کنید

روزت مبارک مامانی



مامان می دونی هنوز چشم به راهتم
هنوز منتظرم برگردی
هر روز غروب وقتی به آسمون نگاه می کنم
یاد چشمهای تو می افتم

دلم به وسعت بی کران واست تنگ می شه دل شوره ای به سراغم میاد
یه دلشوره که با یاده تو همراهه یعنی می شه تو برگردی
یادمه وقتی اون دوستم که مادر نداشت می یومد خونمون تو کلی بهش می رسیدی
جای خالی مادرشو براش پر می کردی محبتهای تو به زهرا رو خوب یادمه
پس چرا حالا هیچکس نیست تو که همیشه به این مردم خوبی می کردی
تو که همیشه با این مردم مهربون بودی تو که همیشه به مردم کمک می کردی
پس چرا حالا ما اینقدر تنهائیم چرا هیچ کس به فکر مانیست چرا همه دشمن ما شدن
چرا ؟ مگه ما چه گناهی مرتکب شدیم مامان چرا تو جوابمو نمی دی؟ نکنه تو هم از من بدت می یاد این چه حرفیه که می زنم تو اونقدر از من بدت می یومد که بدونه خداحافظی رفتی نکنه اونطوری رفتی که من دنبالت نیام آخه می دونستی که اگه آویزونت بشم نه خودت می تونی نری نه قدرت بردنه منو داری چرا رفتی مگه نمی گفتی من بی تو محاله بتونم زندگی کنم راستی الان کجایی چرا از خودت خبری بهم نمی دی؟؟

چند روز پیش یه اتفاقی واسم افتاد که احساس کردم از قدرت تحملم خارجه نمی دونستم چکار کنم بدجوری به هم ریخته بودم خسته بریده حالام خستم خیلی خسته خسته تر از همیشه دلم می خواد دراز بکشم تو تنهائیمو هیچ موقع هم بلند نشم آخه دلم می خواد فقط به تو فکر کنم  آقای صادقی دعوتم کرده تو گروه کرشون بخونم ولی بهش گفتم که صدام در نمی یاد آخه صدام خفه شده باورت می شه احساس می کنم صدام مرده چند وقته پیش تو یه فیلم وقتی بهم گفتن به خاطر اشکاله میکروفون من باید بلند صحبت کنم هر کاری کردم نشد بازیگر نقش مقابلم با طعنه جلو جمعیت گفت تو چطور ادعا می کنی بازیگره تئاتر بودی در صورتی که صدایی به این زیری داری دلم می خواست با مشت بکوبم تو صورتشو بگم احمق اگه تو هم تو این سن کم هر نوع بلا که به فکرت برسه سرت اومده بود نه تنها صداتو بلکه همه چیتو از دست می دادی خیلی خودمو کنترل کردم آخه تو همیشه می گفتی عیبی نداره اون حرف زدنشو بلد نیست تو که از خانواده با شخصیتی هستی تو مواظب جوابهات باش
 

مامان می دونی دلم واست یه ذره شده گاهی اوقات واقعا اونقدر دلم برات تنگ می شه که نمی دونم چکار کنم کاش می شد از دستت شکایت کنم کاش می شد ولی نمی شه دلم نمی یاد مامان دیگه هیچ کس نیست به دادم برسه خیلی تنهام تنها باور کن که بهت نیاز دارم تو رو خدا برگرد فقط یه بار مثل قدیما بغلم کن بعد هر جا راحت تری برو اونجا باورت نمی شه چقدر دلم واسه عاقوشت تنگ شده دلم می خواد دستامو باز کنم به سمت باد و خودمو از اون بالا پرت کنم پایین دلم واست تنگ شده چرا حالیت نیست نمی تونم دوریتو تحمل کنم نمی تونم نه بچه نشدم دلم تو رو می خواد دلم از بی مهری دوست و آشنا و فامیل و غریبه بدجوری به درد اومده دلم خیلی از این مردم که مثل مگس گرد شیرینی محبتت بودن شکسته

راستی محمد بازم منو کرده سوژه فامیل تو چرا هیچی بهش نمی گی نمی خوای ازم دفاع کنی مامان من آخه سالی چند دفعه باید به اون جواب نه بدم دیگه حالم ازش بهم می خوره همیشه آرزو داشتم مثل داداش پشته سرم واسته ولی اون اینو نمی خواد می خواد هر طور شده منو بدبخت کنه آخه تو می گفتی که اگه زنه اون بشی بدبخت می شی تو می گفتی عروس خاله کلاغه تو می گفتی من سگم و هم به محمد نمی دم چه برسه

عزیزترین دخترمو حالا چرا هیچ کس نیست این حرفها رو به اون بزنه تو این مدتی که تو رفتی از پروین ۱۱ ساله گرفته تا مامان بزرگ ۵۰ ساله همه ازم واسه محمد خواستگاری کردن دیگه خستم خیلی خسته راستی ماجرای وحشتناکه چند روزه پیشو که می دونی؟ مامان می دونم که دعام می کنی چون اگه دعای تو پشته سرم نبود مطمئنا اونروز اتفاقاته بدی واسم می افتاد مامان زیاد حرف زدم نه ؟
دلم می خواست دستاتو بگیرم تو دستمو عاشقانه تو چشمات نگاه کنم و بگم روزت مبارک

مادر دوستت دارم